قید زمان در انگلیسی

قید زمان در انگلیسي

در این مطلب آموزش انگلیسی از وب سایت ایزلرن – آموزش آنلاین ویدیویی با موضوع قید زمان در انگلیسی در خدمت شما زبان آموزان عزیز خواهیم بود.

قید زمان در انگلیسی

قید زمان همانطور که از اسمش معلوم است به زمان وقوع عملی در جمله اشاره دارد. قیدهای زمان در انگلیسی به سوالات when، How long و How Often پاسخ می دهند. برای شروع، به شما پیشنهاد می کنیم جملات زیر را را به عنوان مثال برای قید زمان بخوانید و سعی کنید هر کلمه یا عبارتی که بیانگر مفهوم زمان در جمله است را بیابید.

چند مثال برای قید زمان

I sometimes have to work late.

من گاهی اوقات مجبورم تا دیروقت کار کنم.

 

We’re meeting tomorrow evening.

ما فردا عصر همدیگر را ملاقات می کنیم.

 

I’m not feeling very well this morning.

من امروز صبح خیلی احساس خوبی ندارم.

 

The baby died later that night.

بچه بعد از آن شب مُرد.

 

We’ve been waiting here since two o’clock.

ما از ساعت ۲ اینجا منتظر بوده ایم.

 

I’ve always wanted to go to Paris.

من همیشه می خواستم به پاریس بروم.

 

همانطور که می بینید کلمات sometimes (گاهی اوقات)، tomorrow evening (فردا عصر)، this morning (امروز صبح)، later that night (بعد ازآن شب)، since two o’clock (از ساعت دو) و always (همیشه) زمان را در جمله بیان می کنند.

همانگونه که در ابتدا نیز گفتیم، قید های زمان می توانند به سوالاتی مانند اینکه یک عمل چه وقتی انجام شده (when)، برای چه مدت طول کشیده (for how long)، و هر چند وقت انجام شده (how often) را پاسخ دهند.

قید های زمان معمولا در انتهای جمله می آیند اما استثنا هایی نیز وجود دارند.

اگر تاکید جمله به زمان وقوع عمل آن باشد قید می تواند در ابتدای جمله نیز بیاید.

یا در مواقعی که بخواهید قید زمان را در وسط جمله بیاورید باید آن را بعد از فعل کمکی جمله و قبل از فعل اصلی قرار دهید.

در ادامه ی این مطلب بیشتر با جایگاه قید زمان در زبان انگلیسی و در جمله آشنا خواهید شد.

انواع قید زمان در انگلیسی

در اینجا می توانید به انواع قیدهای زمان در انگلیسی به صورت دسته بندی زیر دسترسی داشته باشید:

۱- قیدهایی که به سوال when (چه موقع؟ کِی؟) پاسخ می دهند.

۲- قیدهایی که به سوال How Long (برای چه مدت؟) پاسخ می دهند.

۳- قیدهایی که به سوال How Often (هر چند وقت؟) پاسخ می دهند.

قیدهای زمانی که به پرسش when پاسخ می دهند

به جمله های زیر که قید های زمان آن پرسش when (کِی؟چه موقع؟) را پاسخ می دهند نگاه کنید:

They now live in the city center.

آنها اکنون در مرکز شهر زندگی می کنند. (قید زمان قبل از فعل اصلی)

 

Today is my birthday.

امروز روز تولد من است. (تاکید بر زمان جمله)

 

We went to the gym yesterday.

ما دیروز به باشگاه رفتیم. (تاکید خاصی بر زمان جمله نیست)

 

Did you see the game on TV last night?

دیشب آن بازی را در تلویزیون دیدی؟

 

Students today seem to know very little about geography.

دانش آموزان این روزا به نظر می رسد خیلی کم درباره ی جغرافیا می دانند.

قیدهای زمانی که به پرسش For How Long پاسخ می دهند

جمله های زیر نمونه هایی را از قید هایی که به پرسش for how long (برای چه مدت؟) پاسخ داده اند بیان می کنند.

I’ve been studying all day.

من تمام روز را داشتم درس می خواندم.

 

We’ve known each other for over a year.

ما بیشتر از یکسال است همدیگر را می شناسیم.

 

I haven’t played guitar since I left the band.

من از وقتی گروه را ترک کردم گیتار نزدم.

 

تفاوت Since و For

در جملاتی که قید موجود در جمله مدت زمان عمل (همان how long) را بیان می کند، از for برای بیان طول زمان عمل یا به عبارتی بیان اینکه چه مدت کاری ادامه داشته استفاده می شود و از since برای گفتن اینکه آن عمل از چه زمانی شروع شده است (نقطه ی شروع) استفاده می کنیم.

به مثال های زیر توجه کنید:

 

Bake the cake for 40 minutes.

کیک را به مدت (برای) ۴۰ دقیقه بپز.

 

We had been talking for a half an hour.

ما به مدت تیم ساعت مشغول حرف زدن بودیم.

 

They’ve been waiting at the airport for 4 hours.

آنها به مدت ۴ ساعت در فرودگاه منتظر بوده اند.

 

We’ve been waiting here since two o’clock.

ما از ساعت ۲ اینجا منتظربوده ایم.

 

The factory has been here since the 1970s.

کارخانه از سال ۱۹۷۰ اینجا بوده است.

 

Since the end of the war, over five thousand prisoners have been released.

از زمان اِتمام جنگ، بالای پنج هزار زندانی آزاد شده اند.

 

قیدهای زمانی که به پرسش  How Often پاسخ می دهند

در مثال های زیر هم جملاتی را که قید زمان آن ها در جواب پرسش how often (هر چند وقت؟) می آیند، مشاهده می کنید:

He’s never been to Australia.

او هرگز در استرالیا نبوده است.

 

It’s often difficult to translate poetry.

اغلب ترجمه کردن شعر سخت است.

 

Always lock your bicycle to something secure.

همیشه دوچرخه ات به یک چیز مطمئن / محکم قفل کن.

 

I rarely swim.

من به ندرت شنا می کنم.

 

Sometimes, Grandpa tells us stories about his childhood.

گاهی اوقات، پدربزرگ داستان های درباره ی بچگی اش به ما می گوید.

 

همچنین این نوع از قید های زمان می توانند جواب دقیق تری برای پرسش how often داشته باشند. درواقع زمانی که به آن اشاره می کنند عدد دقیق تری خواهد بود.

مثال:

I go to English class three days a week.

من سه روز در هفته به کلاس زبان انگلیسی می روم.

 

They came here two times.

آنها دو بار به اینجا آمدند.

 

They meet monthly to discuss progress.

آنها ماهانه برای بحث در مورد پیشرفت ملاقات می کنند.

 

استفاده از قید Still

قید still به معنی هنوز به عنوان قید زمان که ادامه دار بودن یا دنباله دار بودن چیزی را بیان می کند می تواند در قسمت های مختلف یک جمله بیاید.

در جمله های زیر کاربرد این قید و جایگاه آن را در موقعیت های مختلف خواهید دید.

Kristine still lives at home with her parents. (Before the action verb)

کریستینا هنوز با پدر و مادرش در خانه زندگی می کند. (قبل از فعل اصلی)

 

Mr. Rubin was still with a client when we called him. (After the “be” verb)

قتی ما با آقای رابین تماس گرفتیم او هنوز با یک مشتری بود. (بعد از فعل be)

 

A commission still hasn’t been appointed.

کمیسیون هنوز منصوب نشده است. (در جملات منفی still قبل از فعل کمکی می آید.)

 

استفاده از قید زمان Recently

قید زمان Recently نیز در شروع یا پایان یک جمله و بعد از فعل کمکی می آید.

مثال:

Recently scientists have been studying primitive tribes in Brazil.

اخیرا دانشمندان درباره ی قبایل اولیه در برزیل مطالعه کرده اند.

 

Jerry lived in Cairo until quite recently.

جری تا همین اواخر در قاهره زندگی می کرد.

 

He has recently been promoted to Assistant Manager.

او اخیرا به سمت معاون مدیریت ارتقا یافته است.

 

استفاده از قید زمان Lately

 قید زمان Lately می تواند در شروع یا پایان یک جمله و در انتهای یک جمله واره وابسته بیاید.

Lately, I’ve had trouble sleeping.

اخیرا مشکل خواب داشته ام.

 

We’ve got new information about the murder lately.

ما اخیرا به اطلاعات جدیدی درباره ی قتل رسیده ایم.

 

نکات و گرامر Anymore  و Yet 

Anymore” ________ (still, up to now) : “Yet””(no longer)  

 

“Yet” : (تا این زمان، هنوز) ________ “Anymore” : (دیگر، بیش از این)

The Alfords don’t attend the dances anymore.

The Alfords no longer attend the dances.

خانواده آلفورد دیگر در رقص ها شرکت نمی کنند.

(Wrong): (The Alfords don’t attend the dances yet.)

 

Sylvia has yet to be paid for the many services she has rendered.

Sylvia hasn’t yet been paid. (Also: Sylvia hasn’t been paid yet)

هنوز حقوق سیلویا برای خدماتی که ارائه کرده، پرداخت نشده است.

همانطور که در مثال بالا می بینید قید yet در جملات منفی کاربرد دارد و معنی منفی به جمله می دهد.

 

قیدهای منفی کننده در زبان انگلیسی

قید های not one, not once, very seldom, only rarely, never again, never, not until, جزو قید های منفی هستند که به پرسش how often پاسخ می دهند.

این قیدها در شروع یک جمله می آیند تا بیانگر تاکید در جمله باشد.

Never have I seen so much snow.

من هرگز انقدر زیاد برف ندیده ام.

 

Only rarely has an accident occurred.

به ندرت یک حادثه اتفاق افتاده است.

 

Not once have Steve and John invited us to their house.

.حتی یکبار هم اِستیو و جان ما را به خانه شان دعوت نکرده اند

 

تفاوت قید های زمانی sometime و sometimes 

قید sometime زمانی نامشخص را در آینده ای نا معلوم بیان می کند. این قید معمولا بعد از فعل اصلی می آید و به پرسش when پاسخ می دهد.

We’ll take a vacation sometime in September.

ما یک وقتی در ماه سپتامبر تعطیلات را می گذرانیم.

 

قید sometimes به معنی “گاهی اوقات” است. این قید معمولا در شروع و پایان یک جمله می آید و به پرسش how often پاسخ می دهد.

Do you ever wish you were back in Japan?

آیا تا حالا آرزو کردی که به ژاپن برمی گشتی؟

‘Sometimes. Not very often.’

گاهی اوقات. نه خیلی زیاد.

 

ترتیب قید زمان در انگلیسی

در اینجا به بیان یک نکته مهم پیرامون ترتیب قید زمان در انگلیسی می پردازیم.

اگر خواستید چند قید زمان را در یک جمله بیاورید به ترتیب طوالی قید ها دقت کنید:

۱-how long (چه مدت؟) ، ۲-how often (هر چند وقت؟) ، ۳-when (کِی؟)

I go to art class (1) for 2 hours (2) every week.

من هر هفته به مدت دو ساعت کلاس هنر می روم.

 

I worked in an institution (1) for 4 days (2) every week (3) last year.

من سال گذشته هر هفته به مدت ۴ روز در یک آموزشگاه کار می کردم.

 

کاربرانی که این مطلب را مطالعه نموده اند به مطالب زیر نیز علاقه مند بوده اند

 

5/5 ( 3 نظر )

ارسال دیدگاه جدید

avatar
  اشتراک در این دیدگاه  
اطلاع از