صفات شمارشی (quantifiers) در انگلیسی

صفات شمارشی در انگلیسی

در این درس آموزش زبان انگلیسی از وب سایت ایزلرن قصد داریم به quantifier ها یا صفات شمارشی در انگلیسی که یکی از مباحث مهم در گرامر زبان انگلیسی است بپردازیم.

صفات شمارشی یا quantifiers در انگلیسی

تعریف: صفات شمارشی یا همان quantifiers همانند سایر صفات در انگلیسی قبل از اسم می آیند و کمیت و تعداد آن را مشخص می کنند و به سوالاتی نظیر how much , how many پاسخ می دهند . این صفات در انگلیسی به دسته ی تعیین کننده ها determiner تعلق دارند مثل all, some, most,….

جایگاه صفات شمارشی در جمله

در ادامه به بررسی موقعیت و جایگاه صفات شمارشی در جملات انگلیسی می پردازیم.

۱- اسم یا عبارت اسمی+ quantifiers

Many students, some kids

۲- اسم + صفت + quantifiers

Many intelligent students, some crazy kids

۳- اسم + صفت + قید + quantifiers

Many highly intelligent students, some very crazy kids

نکته: می توانیم quantifier ها را بدون اسم هم در جمله بکار ببریم که در این حالت این صفات در نقش ضمیر می باشند.

Many people are interested in reading book, but some are interested in watching TV.

بیشتر مردم علاقمند به خواندن کتاب هستند، اما بعضی ها به تماشای تلویزیون علاقه دارند.

لیست صفات شمارشی در زبان انگلیسی 

در جدول زیر یک لیست کامل از صفات شمارشی زبان انگلیسی قرار داده شده است

 

a few all
a little most
few a lot of
little lots of
none many
several much
Plenty of some
loads of a load of
a number of a great deal of
a great number of a large number of
a large amount of a majority of
a bit of a good deal of
a couple of a large quantity of
cans of beans slices of cakes
both another
enough each
neither either
less every
no more
۵۰ percent of any
half of one of
hundreds of three-fourths of
hardly any of millions of

 

حال کاربرد صفات شمارشی بالا را در جملات زیر ببینید:

All of you are invited to my birthday party.

همه ی شما به جشن تولدم دعوتید.

Most people are multilingual.

بیشتر مردم چند زبانه هستند.

During summer, there is little rainfall.

در طول تابستان بارش باران خیلی کم است.

Few people speak more than ten languages.

عده ی معدودی از مردم بیش از ۱۰ زبان صحبت می کنند.

He bought a lot of things.

او چیزهای زیادی خرید.

Many people are afraid of death.

بیشتر مردم از مرگ می ترسند.

That boy has some change in his pocket.

پسرک مقداری پول خرد در جیبش دارد.

None can live without O2.

هیچکس بدون اکسیژن زنده نمی ماند.

They don’t have a great deal of wealth.

آنها ثروت زیادی ندارند.

He needs plenty of information.

او اطلاعات زیادی نیاز دارد.

I bought a couple of bottles of water.

من تعدادی بطری آب خریدم.

The girl has a number of dolls.

دخترک تعدادی عروسک دارد.

They sold lots of tickets.

آنها بلیط زیادی فروختند.

Helen has five dresses but she bought another one.

هلن ۵ تا پیراهن دارد ولی یکی دیگر هم خرید.

Both you and your friend are invited to my wedding party.

شما و دوستتان هر دو به جشن عروسیه من دعوتید.

Each of us has our own personality.

هر کدام از ما شخصیت خودمان را داریم.

There is enough food to eat.

غذا به اندازه ی کافی برای خوردن هست.

The trees on either side of the road were in bloom.

درختان هر دو طرف خیابان شکوفه داده اند.

Neither of my parents agrees with me on this issue.

هیچکدام از والدینم با من در این موضوع موافق نیستند.

I go to work every day except Friday.

من هر روز به سر کار می روم بجز جمعه ها.

They allotted less time to his lecture.

آنها زمان کمی به سخنرانی او اختصاص دادند.

Butterflies are more colorful.

پروانه ها خیلی رنگارنگ هستند.

He gave me no choice.

او هیچ شانسی به من نداد.

نکته: صفات شمارشی به دو دسته تقسیم می شوند و می توانند بصورت کلمه ی ساده simple quantifiers یا عبارت پیچیده complex quantifiers بیایند:

 

all, another,any,both,each,either,enough,every,few,little,less,many,more,much,neither,no, several, some,…

simple quantifiers
a few, a little, a lot of, lots of, a couple of, a number of, a great deal of, a load of, loads of,

a bit of,… 

Complex quantifiers

 

کاربرد صفات شمارشی یا quantifier ها در حالت کلی

در ادامه به بررسی کاربرد صفات شمارشی در زبان انگلیسی می پردازیم

۱- برخی از Quantifier ها فقط با اسامی قابل شمارش countable nouns بکار برده می شوند

 

few both each many
a couple of several neither a few
a great number of a large number of a number of either

They are planning to spend a few days in Paris.

آنها تصمیم گرفتند چند روزی را در پاریس بگذرانند.

He is the author of several novels.

او نویسنده ی چندین رمان است.

۲- برخی دیگر از صفات شمارشی فقط با اسامی غیرقابل شمارش uncountable nouns بکار برده می شوند

 

a great deal of much little
a good deal of a bit of a little
——- a large quantity of a large amount of

I added a little honey to my tea.

من قدری عسل به چای ام اضافه کردم.

Unfortunately, there is too much violence there.

متاسفانه ، خشونت در اینجا بیش از اندازه زیاد است.

۳- برخی دیگر از quantifier ها نیز با هر دو (اسامی قابل شمارش و غیر قابل شمارش) همراه هستند.

به جدول توجه کنید:

less enough any all
most more lots of a lot of
Plenty of some none no

 

There isn’t any butter in the refrigerator.

هیچ کره ای در یخچال وجود ندارد.

They need some chairs.

آنها به تعدادی صندلی نیاز دارند.

 

نکاتی درباره ی پر کاربردترین صفات شمارشی یا quantifier ها

• کاربرد few, a few, little, a little در انگلیسی

 

این کلمات برای بیان تعداد و مقدار چیزی در انگلیسی استفاده می شوند.

very) Few , a Few)   برای اسامی جمع و اسامی قابل شمارش قابل استفاده هستند و فعل بعد از آنها همیشه بصورت جمع است.

تفاوتها: “few” به معنی ” کم، اندک، محدود” برای بیان تعداد خیلی کم و ناچیز و البته ناکافی اشاره دارد ولی “a few” به معنای” چند تا” برای بیان تعداد کم ولی کافی دلالت دارد:

(very) few people understand the difference.

تعداد معدودی از مردم تفاوتها را درک می کنند.

I need a few things from the store.

تعدادی وسیله از مغازه لازم دارم.

 

  very )Little, a little) برای اسامی مفرد و اسامی غیر قابل شمارش کاربرد دارند و فعل بعد از آنها همیشه بصورت مفرد است.

 

تفاوتها : ” little” به معنی ” کم،اندک،ناچیز” برای بیان مقدار اندک و ناچیز که کمبود و فقدان چیزی را می رساند اما “a little” یه معنی “کمی” برای بیان تعداد کم اما کافی اشاره دارد:

Students have (very) little choice in the matter.

دانش آموزان، خیلی کم حق انتخاب موضوع را دارند.(آنها تقریبا حق انتخاب ندارند.)

 

I’ve only read a little of the book so far.

مقدار کمی از کتاب را تاکنون خوانده ام.

گرامر few , little در زبان انگلیسی در یک نگاه:

 

(very) Little= not much

(very) Few= not many

” کم،اندک،ناچیز”

فعل مفرد

اسم مفرد غیر قابل شمارش

بار معنایی منفی

There was little doubt in my mind.

 

” کم، اندک، معدود”

 فعل جمع

اسم جمع قابل شمارش

بار معنایی منفی

(very) few students learn Latin now.

a little=some a few=some
“کمی”

فعل مفرد

اسم مفرد غیر قابل شمارش

بار معنایی مثبت

I need a little milk to bake a cake.

” چند تا”

فعل جمع

اسم جمع قابل شمارش

بار معنایی مثبت

She has a few friends.

 

• کاربرد صفات شمارشی much, many در انگلیسی

 

کلمات many , much هر دو به معنای “زیاد” می باشند ولی کاربرد much و many در انگلیسی متفاوت است. کلمه ی “much” برای اسامی غیر قابل قابل شمارش uncountable nouns و ” many” برای اسامی جمع قابل شمارش countable nouns plural بکار می رود. بنابرین “much” به “مقدار زیاد” و “many” به “تعداد زیاد” اشاره دارد. به جدول زیر توجه کنید:

 

Much+ uncountable noun Many+ countable noun
much sugar many students
much water many plants
much oil many books
much fruit many children

 

نکته: در حالت منفی نیز قانون بالا درباره “much” و ” many” برقرار است

 

Not+ much+ uncountable noun Not+ many+ countable noun
not much sugar not many students
not much water not many plants
not much oil not many books
not much fruit not many children

 

  “much” و ” many” ، عمدتا هر دو در جملات منفی negative sentences و سوالی questions کاربرد دارند. اگرچه کاربرد آنها در جملات مثبت خیلی مرسوم نیست ولی با این حال امکان استفاده ار آنها وجود دارد.

Do you go to many concerts?

آیا کنسرت های زیادی رفتی؟

I don’t go to many concerts.

من کنسرت های زیادی نرفتم.

Do you have much free time?

آیا وقت آزاد زیادی دارید؟

 

I don’t have much free time.

من وقت آزاد زیادی ندارم.

 

در جملات مثبت affirmative sentences ، به جای much/ many ترجیحا از a lot of استفاده می شود

I need much money: I need a lot of money.

من پول زیادی لازم دارم.

I have many friends: I have a lot of friends.

 ” a lot of” هم با اسامی قابل شمارش و هم غیر قابل شمارش کاربرد دارد و معادل lots of می باشد:

I need a lot of sugar= I need lots of sugar.

He has a lot of hats= he has lots of hats.

: How much, How many کاربرد

برای پرسیدن مقدار چیزی (چه مقدار، چقدر) از “how much” و تعداد چیزی( چند تا، چه تعداد) از ” how many” استفاده می کنیم. اینجا نیز بعد از “how much” اسم غیرقابل شمارش و بعد از “how many” اسم قابل شمارش بکار می رود:

How much money do you need?

چقدر پول لازم داری؟

 

How much bread does she want?

او چقدر نان می خواد؟

 

How many students are there in the class?

چند تا دانش آموز در کلاس هستند؟

 

How many children do you have?

چند تا بچه دارید؟

در سوالات بالا با how much, how many ، می توان از کلمات ” a lot of” و”some” و ” a little” برای پاسخ به سوالات با how much واز کلمات ” a lot of” و”some” و “a few” برای پاسخ به سوالات با how many استفاده کرد:

How much money do you need?

چقدر پول لازم داری؟

I need some money.

قدری پول لازم دارم.

 

How much bread does she want?

او چقدر نان می خواد؟

She wants a little bread.

او مقدار کمی نان می خواهد.

 

How many students are there in the class?

چند تا دانش آموز در کلاس هستند؟

There are a few students in the class.

تعداد کمی دانش آموز در کلاس وجود دارد.

 

How many children do you have?

چند تا بچه دارید؟

I have a lot of children.

تعداد زیادی بچه دارم.

♦ همانطور که در مثالهای بالا می بینید کلمات “a lot of” و “some” هم با اسامی قابل شمارش و هم اسامی غیر قابل شمارش بکار می روند و ” a few” با اسامی قابل شمارش و ” a little” با اسامی غیر قابل شمارش همراه هستند.

 

♦ با کلمه ی ” how much” فعل و اسم مفرد و با کلمه ی “how many” فعل و اسم جمع بکار می رود.

How much milk do you drink?

چه مقدار شیر نوشیدی؟

How many cars are on the street?

چه تعداد ماشین در خیابان وجود دارد؟

• کاربرد صفات شمارشی some , any

 

 “some” به معنی “چند تا، اندکی، قدری” و ” any” به معنای ” هیچ” برای بیان تعداد و مقدار نا مشخص استفاده می شوند .هر دو، با اسمهای قابل شمارش و غیر قابل شمارش بکار می روند.

در مواردی که “some” و ” any” با اسامی قابل شمارش همراه هستند فعل بصورت جمع و مواردی که با اسامی غیر قابل شمارش هستند فعل آنها مفرد است:

There is some milk in the glass.

مقداری شیر در لیوان هست.

 

We’ve known each other for some years.

چند سالی است که همدیگر را می شناسیم.

I didn’t eat any meat.

من هیچی گوشت نمی خورم.

 

Are there any stamps?

آیا هیچ تمبر پستی وجود دارد؟

 

تفاوت some , any

 

 ” some” در جملات مثبت و توصیفی descriptive sentences کاربرد دارد:

I bought some chairs.

من چند تا صندلی خریدم.

 

She got some pretzels from the store.

او تعدادی چوب شور از مغازه خرید.

He gave me some good suggestion.

او چند تا پیشنهاد خوب به من داد.

 

I need some butter for the food.

من قدری کره برای غذا لازم دارم.

 

در سوالاتی که جواب سوال معلوم است و یا قابل حدس است:

 

Is there some water in the bottle? = I think there is.

ایا مقداری آب در بطری است؟ = فکر میکنم که هست.

 

Would you like some milk in your coffee? = probably you do.

آیا مایلید قدری شیر در قهوه تان بریزید؟ = احتمالا بله می خواهید.

 

Didn’t you borrow some books of mine? = probably you did.

آیا چند تا کتاب از من قرض گرفته بودید؟= احتمالا قرض گرفته اید.

 

برای درخواست یا پیشنهاد دادن چیزی می توان از ” some” استفاده کرد:

Could I have some cheese, please?

میشه لطفا قدری پنیر به من بدهید؟( درخواست)

 

Do you have some tomatoes?

آیا تعدادی گوجه دارید؟(درخواست)

 

Would you like some coffee?

آیا مقداری قهوه میل دارید؟( پیشنهاد)

 

Why don’t you take some sandwiches with you?

چرا با خودت تعدادی ساندویج نمی بری؟(پیشنهاد)

 

“any” بطور کلی در جملات منفی و سوالی کاربرد دارد:

I don’t want any more vegetables.

من دیگر هیج سبزیجاتی نمی خواهم.

 

She doesn’t want any dresses for her daughters.

او هیچ لباسی یرای دخترانش نمی خواهد.

Is there any juice left?

آیا هیچ آبمیوه ای باقی مانده است؟

 

Do you have any brothers?

آیا هیچ برادری داری؟

نکته: برخلاف “some”، در جملات پرسشی با ” any” جواب سوال را نمی دانید.

 

گرامر “some”و “any” در یک نگاه

 

any some
جملات منفی

I don’t need any onions.

من هیچ پیازی لازم ندارم.

جملات مثبت

I need some onions.

من چند تا پیاز لازم دارم.

 

 

 

 

سوالی

Do you need any onions?

آیا هیچ پیازی لازم داری؟

 

• کاربرد صفات شمارشی every , each

 

” every” به معنی ” هر، همه” و ” each” به معنی”هر” می باشد: ” every” به کل اعضا بصورت یه مجموعه دلالت دارد ولی “each” به کل اعضا بصورت تک تک و جداگانه اشاره دارد:

کاربرد صفات شمارشی every , each

 

 ” every” و ” each” اگر با اسم مفرد همراه باشند به ” all” اشاره دارند:

There was a supermarket in every street. = there were supermarkets in all the streets.

در هر خیابان سوپرمارکت وجود دارد.= در همه ی خیابانها سوپر مارکت وجود دارد.

 

The teacher questioned every student in the class. = The teacher questioned all students in the class.

معلم از همه ی دانش آموزان سوال پرسید.

 

Each room is equipped with hidden camera. = all room are equipped with hidden cameras.

هر اتاق مجهز به دوربین مخفی است. =همه ی اتاق ها مجهز به دوربین مخفی هستند.

 

Each student has their own book. = all students have their own books.

همه ی دانش آموزان کتاب خودشان را دارند.

 

تفاوت every, each

 “each” اگر با اسم مفرد همراه باشد فعل بعد از آن نیز حتما مفرد خواهد بود.

Each student has been given their own email address.

به هر دانش آموزی آدرس ایمیل خودشان داده شده بود.

 

 “each” اگر با اسم جمع همراه باشد فعل بعد از آن همیشه جمع است:

They each have their own email address.

آنها هر کدام ایمیل آدرس خودشان را دارند.

 

 “every” همیشه با فعل مفرد همراه است:

Every student in the class is capable of passing the exam.

همه ی دانش آموزان در کلاس می توانند از پس امتحان برآیند.

 

 “every” اغلب با روز و ماه و سال بکار می رود:

We see each other every day.

ما هر روز همدیگر را می بینیم.

 

I visit the dentist every six months.

من هر شش ماه به دندانپزشکی می روم.

 

They travel abroad every two years.

آنها هر دو سال یکبار به خارج سفر می کنند.

 

• کاربرد very, too, enough

 “very” به معنی ” زیاد” و ” too” به معنی ” زیاد و بیش از حد لزوم” و ” enough” به معنی ” به مقدار کافی” هر سه به عنوان قید هایی هستند که مقدار اسم و یا صفت را تعیین می کنند.

“too” بار معنایی منفی دارد ؛ در حقیقت زیاد بودن مقدارچیزی نامطلوب است ولی ” very” با تاکید بر زیادی مقدار، این فراوانی نامطلوب نیست:

The dress is too tight for me.

لباس برای من خیلی تنگ است.

 

It’s too late to do anything about it now.

حالا دیگه خیلی دیر شده که درباره اش کاری کنی.

The tea is very hot. (but I can drink it.)

چایی خیلی داغ است.(ولی می توانم بنوشم.)

 

The duty was very difficult.( but I accomplished that.)

وظیفه خیلی سنگین بود.(ولی انجامش دادم.)

 

کلمه ی ” enough” وقتی با صفت همراه باشد، بر خلاف دو واژه ای که پیشتر اشاره شد ( ” very” و “too”) بعد از صفت قرار می گیرد:

The coffee was hot enough to drink.

قهوه به اندازه ی کافی داغ بود.

The house is cheap enough to buy it.

خانه به اندازه ی کافی ارزان بود که بشه خرید.

 

اگر “enough” با اسم همراه باشد در اینصورت قبل از اسم می آید:

There is enough food to eat.

غذا به اندازه ی کافی هست.

 

I didn’t have enough money to buy that car.

من پول کافی برای خرید ماشین ندارم.

 

 ” enough” هم در جملات مثبت و هم در جملات منفی بکار می رود.

 

کاربرانی که این مطلب را مطالعه نموده اند، به مطالب زیر نیز علاقه مند بوده اند

 

 

5/5 ( 4 نظر )

ارسال دیدگاه جدید

avatar
  اشتراک در این دیدگاه  
اطلاع از