جمله واره های قیدی یا adverbial clauses در زبان انگلیسی

جمله واره های قیدی

در این درس آموزش زبان انگلیسی از وب سایت ایزولرن – آموزش آنلاین ویدیویی میخواهیم به بررسی جمله واره قیدی یا همان adverb clause بپردازیم و به طور کامل آن را به شما آموزش دهیم.

جمله واره های قیدی Adverbial Clause چیست؟

جمله واره ی قیدی، گروهی از کلمات در کنار همدیگر هستند که نقش قید در جمله را ایفا می کنند و دارای فعل و فاعل هستند. این جمله واره می تواند یک فعل، قید و یا صفت را توصیف کند. یک شبه جمله برای اینکه کامل باشد به یک فعل و فاعل نیاز دارد. یک شبه جمله قیدی با یک حرف ربط مانند if، after، because و although و … که در ادامه توضیح می دهیم شروع می شود.
مثال زیر را ببینید:

We will arrive when you leave.

وقتی شما بروید، ما خواهیم رسید.
فاعل= you
فعل= leave
جمله واره ی قیدی= when you leave

English Grammar

جمله واره یا clause ، به گروهی از کلمات گفته می شود که حداقل یک فعل و فاعل داشته باشد. در زبان انگلیسی ، دو نوع جمله واره داریم: جمله واره ی مستقل Independent Clause (که به آن main clauses هم می گویند) و جمله واره ی وابسته Dependent Clause( که به آن subordinate clauses هم می گویند). جمله واره های مستقل به تنهایی معنا و مفهوم کاملی دارند و نیاز به جمله واره ی دیگری ندارند ؛ از طرفی دیگر، جمله واره ها ی وابسته به تنهایی معنای کاملی ندارند و باید در کنار یک جمله واره ی مستقل بیایند تا مفهومشان کامل شود. جمله واره های وابسته در انگلیسی به سه گروه دسته بندی می شوند: جمله واره ی اسمی Noun Clause ، جمله واره ی وصفی Adjective Clause و جمله واره های قیدی Adverbial Clause . از آنجایی که یادگیری عبارات قیدی برای ساخت جملات پیچیده یا complex sentences ، هم در اسپیکینگ و هم در رایتینگ و بخصوص در آزمون آیلتس برای کسب نمره ی ۶ و بالاتر بسیار حائز اهمیت است ، در این پست آموزشی از ایزولرن قصد داریم آموزشی جامع و کامل از انواع جمله واره های قیدی را با جزئیات و نکات مهم آموزشی به همراه مثالهای متعدد بررسی کنیم. اما قبل از اینکه وارد مبحث اصلی شویم لازم است که نکات پایه ای مرتبط با موضوع را مرور کنیم.

یادآوری: در زبان انگلیسی می توان جمله ها را به چهار دسته تقسیم بندی کرد:
۱٫ جملات ساده simple sentences
۲٫ جملات مرکب compound sentences
۳٫ جملات پیچیده complex sentences
۴٫ جملات مرکب-پیچیده compound-complex sentences

جمله ای که حداقل از یک جمله واره ی مستقل و یک جمله واره ی وابسته تشکیل شده باشد، جمله ی پیچیده گفته می شود؛ این جمله واره ها از طریق کلمات ربط وابسته ساز یاsubordinate conjunctions به هم وصل می شوند. در جملات پیچیده، ایده ی اصلی یا main idea در جمله واره ی مستقل بیان می شود.
در جدول زیر مثالهایی از انواع کلمات ربط وابسته ساز را ببینید:

subordinate conjunctions
once

unless

although

so that

as if

even though

where

when

before

until

as

an long as

while

since

به کاربرد این کلمات در جمله های پیچیده دقت کنید:

I opened the door when the bell rang.

وقتی زنگ زده شد، در را باز کردم.

I remember her name as I saw her.

وقتی او را دیدم ، اسمش یادم آمد.

We went out to play football although it was rainy.

اگرچه هوا بارانی بود، اما رفتیم بیرون تا فوتبال بازی کنیم.

این مثالها نمونه هایی از جملات پیچیده هستند که از دو جمله واره ی وابسته و مستقل ساخته شده اند. قسمت وابسته که جمله واره ی قیدی است ، با حروف ربط وابسته ساز (when, as, although) شروع شده اند. در این جملات، جمله واره ی وابسته یا همان adverb clause می تواند اول جمله هم بیاید ولی در این موقعیت بین دو جمله واره باید از ویرگول “،” یا کاما استفاده کرد:

When the bell rang, I opened the door.

As I saw her, I remember her name.

Although it was rainy, we went out to play football.

برای رسیدن به اصل مطلب جمله واره های قیدی لازم است تعریفی از قید و نقش آن در جمله و ارتباطش با سایر اجزای جمله داشته باشیم .

قید و نقش آن در جمله:

قید کلمه ای است که فعل،صفت یا قید دیگری را در جمله توصیف می کند(قید هرگز اسم را توصیف نمی کند). در زبان انگلیسی، قید معمولا نشانه هایی دارد که قابل تشخیص است ولی همیشه اینگونه نیست و برخی قید ها سماعی هستند و فقط باید بخاطر سپرده شوند مانند: often, before, always,…. از نشانه های قید در انگلیسی می توان به –ly در آخر صفات اشاره کرد مانند: slowly, carefully, quickly, happily,… . اما همیشه قید در جمله بصورت کلمه ظاهر نمی شود، بلکه گاهی به شکل یک عبارت یا جمله واره هم نمود پیدا می کند که در این حالت به جای یک کلمه باید به دنبال گروهی از کلمات باشیم که می خواهند فعل، صفت یا قیدی دیگر در جمله را توصیف کنند.این همان مبحث جمله واره ی قیدی است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.به مثالهایی از نقش قید در جمله توجه کنید:

۱. قید در نقش توصیف کننده ی فعل

قید حالت ، معمولا بعد از فعل بکار می رود.

She speaks loudly.

او با صدای بلند صحبت می کند.( قید حالت)

۲٫ قید در نقش توصیف کننده ی صفت

در این حالت قید قبل از صفت قرار می گیرد و آن را توصیف می کند.

The price is fairly cheap.

قیمت نسبتا ارزان است.

۳٫ قید در نقش توصیف کننده ی قیدی دیگر

He speaks French very well.

او زبان فرانسه را بخوبی صحبت می کند.

نقش قید و جمله واره ی قیدی در جمله:

 I will read this book now. (قید معمولی)

من این کتاب را الان خواهم خواند.

I will read this book after I eat lunch.(جمله واره ی قیدی)

بعد از اینکه ناهارم را خوردم , این کتاب را خواهم خواند.

در هر دو جمله بالا ما قید ی داریم که زمان وقوع فعل اصلی در main clause را تعیین می کنند. در جمله ی اول، قید “now” را داریم و در جمله ی دوم ،جمله واره ی قیدی و وابسته ی “after I eat lunch”. در هر دو جمله، هر دو قید از نوع قید زمان هستند و زمان وقوع فعل اصلی یعنی will read را تعیین می کنند.
با این توضیحات وارد بحث اصلی جمله واره ی قیدی می شویم. با توجه به آنچه گفته شد می توانیم جمله واره ی قیدی را به صورت زیر تعریف کنیم:

جمله واره ی قیدی ( Adverbial Clause)چیست؟

جمله واره ی قیدی ، یک جمله واره ی وابسته در نقش قید در جمله است. این جمله واره همانند قید ساده می تواند یک فعل، صفت و یا قیدی دیگر در جمله را توصیف کند اما کاربرد آن برای توصیف فعل بسیار متداولتر است. در حالت کلی و به زبان ساده می توانیم جمله واره ی قیدی را اینگونه تعریف کنیم که می خواهد اطلاعاتی را پیرامون یک عمل که کی، کجا، چرا، چطوری، تحت چه شرایطی و …در جمله اتفاق افتاده است را در اختیار ما قرار دهد.همانند سایر جمله واره ها ، این نوع جمله واره نیز دارای فاعل و فعل است ، اگرچه این فعل و فاعل هنگام خلاصه کردن جمله ی قیدی از جمله حذف می شوند. جمله واره ی قیدی بعد از جز قیدی (adverbial particles) یا حرف ربط وابسته ساز( subordinate conjunctions) که به عنوان آغازگر هستند، در جمله قرار می گیرد. این جز یا رابط قیدی می تواند بیانگر زمان، مکان، علت، شرط، تضاد، هدف، نتیجه، مقایسه، حالت وقوع فعل اصلی باشد. به مثال زیر توجه کنید:

I learned to speak Spanish when I was in South America last year.

وقتی که پارسال در جنوب آمریکا بودم، یاد گرفتم اسپانیایی صحبت کنم.

همانطوری که می بینید این complex sentence از دو جمله واره ی مستقل( main clause) و وابسته (adverb clause) تشکیل شده است. قسمت اول جمله ” I learned to speak Spanish” یک جمله واره ی مستقل است که به تنهای معنای تام دارد ولی قسمت دوم جمله ” when I was in South America last year” یک جمله واره ی وابسته است که در نقش قید در جمله ظاهر شده است و زمان وقوع فعل اصلی” learned to speak” را نشان می دهد، پس یک جمله واره ی قیدی است؛ این جمله واره به تنهایی معنای ناقصی دارد و برای کامل شدن مفهوم خود باید در کنار یک جمله واره ی مستقل و پایه قرار بگیرد. کلمه ی “when” همان حرف ربط وابسته ساز یا جزء قیدی است.

مثال فوق نمونه ای از کاربرد رابط قیدی زمان “when” بود در ادامه سعی شده است لیستی کامل از انواع جمله واره های قیدی و رابط های آنها با مثالها ی متعدد به همراه ترجمه ی فارسی آنها ارائه شود.

انواع جمله واره های قیدی:

جمله واره های قیدی به ۹ دسته تقسیم می شوند که شناخت جز ربطی هر کدام از آنها بسیار مهم است:
۱٫ زمان (Time)
۲٫ مکان(Place)
۳٫ علت (Cause)
۴٫ شرط( Condition)
۵٫ تضاد(Contrast)
۶٫ هدف(Purpose)
۷٫ نتیجه(Result)
۸٫ مقایسه(Comparison)
۹٫ حالت(Manner)

جمله واره های قیدی زمان (Time)

♦ جمله واره ی قیدی زمان بیانگر اینست که چیزی یا کاری چه زمانی اتفاق افتاده است. این نوع جمله واره اغلب با یکی از کلمات ربط زیر شروع می شود:

when, while, as, since, before, after, till/ until, as long as, by the time (that), as soon as, once, now that

 

 

I was talking to my friend when you were watching movie.

 

وقتی که داشتم با دوستم صحبت می کردم، شما در حال تماشای فیلم بودید.

 

 

 

when

وقتی که، موقعی که

 

When he finishes his work, he can talk to me.

 

وقتی کارش را تمام کند ، می تواند با من صحبت کند.

 

نکته:
♦ حرف ربط “when ” برای بیان دو عمل که همزمان رخ داده و یا برای نشان دادن توالی دو عمل بکار می رود:

I was talking to my friend when you were watching movie.

در این مثال، دو عمل “صحبت کردن” و “تماشا کردن” همزمان رخ داده است.

When he finishes his work, he can talk to me.

در این مثال نیز، توالی دو عمل را می بینیم. به عبارت دیگر، دو عمل در پی هم اتفاق افتاده است: در ابتدا عمل “تمام کردن کار” و سپس “صحبت کردن” انجام می پذیرد.

 

She was cooking dinner while the telephone was ringing.

 

او هنگامی  که تلفن زنگ می خورد، شام  می پخت.

 

 

 

while

هنگامی که، در حین

 

While I was entering the building, I saw an old friend.

در حین اینکه وارد ساختمان می شدم ، یک دوست قدیمی را دیدم.

 

 

 

I remember her name as I saw her.

 

هنگامی که او را دیدم، اسمش را به یاد آوردم.

 

 

 

as

هنگامی که، زمانی که

 

As I was walking home, it began to rain.

 

هنگامی که به خانه می رفتم ، باران می بارید.

 

 

نکته:
♦  “while” و “as” هر دو برای بیان دو عمل همزمان بکار می روند.

 

I have not seen her since she came home.

 

از وقتی که به خانه آمده، او را ندیده ام.

 

 

 

since

از وقتی که، بعد از، پس از

 

Since I was a child, I have known him.

 

از وقتی که بچه بودم، او را می شناختم.

 

نکته:
♦ هنگام استفاده از کلمه ی ربط “since” به زمان جمله واره ها خیلی دقت کنید:
♦ زمان جمله واره ی مستقل: زمان حال کامل(present perfect) یا حال کامل استمراری( present perfect continuous)
♦ زمان جمله واره ی وابسته یا قیدی : گذشته ی ساده ( simple past)

یادآوری: ساختار حال کامل و حال کامل استمراری

شکل سوم فعل+ have/ has

   حالت ing فعل اصلی+ been+ have/ has

 

 

They will go before you get here.

 

قبل از اینکه تو به اینجا برسی،  آنها خواهند رفت.

 

 

 

before

قبل از

 

Before he came, I (had) left.

 

قبل از اینکه او بیاید، آنجا را ترک کردم.

 

 

 

She left the country after she had graduated.

 

بعد از اینکه فارغ التحصیل شد، کشور را ترک کرد. 

 

 

 

after

بعد از

 

After I have turned off the lights, I leave the room.

 

بعد از اینکه لامپ ها را خاموش کردم، اتاق را ترک می کنم.

 

نکته:
♦توالی زمانی در جمله واره ها هنگام استفاده از ” before” و ” after” خیلی مهم است؛ لذا به اینکه کدام عمل قبل یا بعد از عملی دیگر اتفاق افتاده است بسیار دقت کنید.

 

 

We stayed here until we finished our work.

 

تا وقتی که کار را تمام کنیم، اینجا ماندیم.

 

 

 

till/ until

تا، تا وقتی که

 

Until she gives a lecture, we stay here.

 

تا وقتی که او  سخنرانی کند ، مادر اینجا می مانیم.

 

 

 

I will never speak to him again as long as I live.

 

تا زمانی که زنده ام، با او هرگز صحبت نخواهم کرد.

 

 

 

as long as

so long as

تا زمانی که

 

She buys so long as her money runs out.

 

او تا زمانی که پولهایش تمام شود ، خرید می کند.

 

 

 

We had already left by the time he arrived.

 

تا زمانی که که او  برسد، ما آنجا را ترک کرده بودیم.

 

 

 

 

 

by the time

تا زمانی که

 

By the time he died in 1616, Shakespeare had written more than 37 plays.

 

شکسپیر تا زمانی که در سال ۱۶۱۶   از دنیا برود، بیش از ۳۷ نمایش نامه نوشته بود.

 

 

نکته:
♦ کلمات ربط “till/ until” و “as long as” و “by the time” معانی یکسانی دارند. در کاربرد این کلمات ربط نیز به توالی دو عمل توجه داشته باشید.
♦ زمان بعد از عبارت by the time می تواند حال و گذشته بیاید:

۱٫ کاربرد زمان حال ساده بعد از by the time :

By the time you send an email, l’ll answer at once.

وقتی که ایمیل را بفرستی، من فورا جواب خواهم داد.

We will have eaten lunch, by the time you finish your work.

وقتی کارت را تمام کنی، ما ناهار خواهیم خورد.

همانطور که می بینید اگر زمان جمله واره ی قیدی حال ساده باشد ، زمان جمله واره ی مستقل آینده ی ساده یا کامل خواهد بود.

۲٫ کاربرد زمان گذشته ی ساده بعد از by the time:

She was very excited by the time she heard the news.

وقتی خبر را شنید خیلی هیجان زده شد.

By the time he got there, I had already left.

وقتی که او رسید، من از آنجا رفته بودم.

با توجه به مثالهای بالا، وفتی زمان بکار برده شده در adverb clause گذشته ی ساده باشد، زمان در main clause می تواند گذشته ی ساده و یا کامل باشد.

نکته:
♦ در اغلب موارد زمان استفاده شده بعد از by the time ، زمان گذشته ی کامل می باشد.

 

We will deliver the goods as soon as we can.

 

ما کالا ها را در اسرع وقت تحویل خواهیم داد.

 

 

 

as soon as

به محض اینکه

در اسرع وقت

 

As soon as it stops raining, you can leave here.

 

به محض اینکه باران متوقف شد، می توانید  اینجا را ترک کنید.

 

 

 

She telephoned the fire department once Alice saw the fire.

 

هنگامی که آلیس آتش را دید، با آتش نشانی تماس گرفت.

 

 

 

once

هنگامی که

وقتی که

 

Once they come home, they turn on the TV.

 

وقتی که به خانه می آیند ، تلویزیون را روشن می کنند.

 

نکته:
♦ کلمات ربط “as soon as” و “once” معنا و کاربرد یکسانی دارند.

جمله واره های قیدی مکان (Place)
♦ این نوع جمله واره ها نشانگر این هستند که چیزی یا کاری کجا اتفاق افتاده است. جمله واره های قیدی مکان با یکی از جز های قیدی زیر شروع می شوند:

where, wherever, anywhere, everywhere 

 

 

We are not sure where he goes.

 

ما مطمئن نیستیم که او کجا می رود.

 

 

 

where

کجا، در جایی که

 

We live where the road crosses the river.

 

ما درجایی زندگی می کنیم که، جاده از روی رودخانه عبور می کند.

 

 

 

You can go wherever you please.

 

می توانید هر جا که خواستید بروید.

 

 

 

wherever

هر کجا  که، جایی که

 

There were stars wherever she looked.

 

هر جا که نگاه می کرد ، ستاره هایی وجود داشت.

 

 

 

I was wondering if there was anywhere I could go to get this repaired.

 

من نمی دانم که آیا جایی وجود دارد که بتوانم بروم این تعمیر را انجام دهم.

 

 

 

anywhere

هر جا ، جایی

 

He will meet you anywhere you want.

 

او شما را در هر جا که می خواهید ملاقات خواهد کرد.

 

 

 

Everywhere we went, people were friendly.

 

هر جا که می رفتیم ، مردم دوستانه بودند.

 

 

 

everywhere

در هر جا، در همه جا

 

She was introduced as a bibliophile everywhere she went.

 

او  هر کجا که رفت، به عنوان عاشق کتاب معرفی شد.

 

 

جمله واره های قیدی علت(Cause)
♦ این جمله واره ها، دلیل اصلی انجام کاری که در جمله واره ی اصلیmain clause یا independent clause مطرح شده است، را بیان می کنند؛ به عبارت دیگر، برای بیان رابطه ی علت و معلولی در جملات استفاده می شود و با یکی از کلمات ربط زیر شروع می شوند:

because, since, as, inasmuch as, now that, as long as

on account of the fact that
on the ground that
owing to the fact that
in view of the fact that
because of the fact that
due to the fact that (informal)

 

He could not come because he was ill.

 

او نتوانست بیاید، چون که بیمار بود.

 

 

 

because

چون که، زیرا، زیرا که، برای اینکه

 

Because he was sleepy, he went to bed.

 

چون خوابش می آمد، به رختخواب رفت.

 

 

We don’t have to go to work since Monday is a holiday.

 

چون دوشنبه تعطیل است، ما لازم نیست سر کار برویم.

 

 

 

since

چون که، چون، از آنجاییکه، نظر به اینکه

 

Since you’re a good cook, you should cook dinner.

 

از آنجاییکه که آشپز خوبی هستید ، باید شام را طبخ کنید.

 

 

 

We listened to the news on the radio as our TV set was broken.

 

ما اخبار را در رادیو گوش دادیم، چون تلویزیون ما خراب شده بود.

 

 

 

as

چنان که،از آنجا که، چون، نظر به اینکه

 

As you paid for the theater tickets, please let me pay for our dinner.

 

از آنجا که هزینه بلیط تئاتر را پرداخت کرده اید ، لطفاً اجازه دهید تا هزینه ی شام را من پرداخت کنم.

 

 

نکته:
♦کلمات ربط “because”و “since” و “as” کاربرد مشابهی دارند .

He could not come because/ since/ as he was ill.

 

 

Inasmuch as his car was too small, he decided to sell it.

از آنجایی که ماشینش خیلی کوچک بود ، تصمیم گرفت آن را بفروشد.

 

 

 

 

inasmuch as

(formal)

از آنجایی که، تا آنجایی که

 

Inasmuch as no one was hurt because of his negligence, the judge gave him a light sentence.

از آنجایی که هیچ کس به دلیل سهل انگاری وی صدمه ندیده ، قاضی حکم سبک به وی داد.

 

 

 

Now that you are here, you have to stay for dinner.

حالا که اینحا هستی، باید شام بمانی.

 

 

 

 

now that

حالا که

 

Now that he has passed the examination, he can get his degree.

حالا که امتحانش را با موفقیت گذرانده، می تواند مدرکش را بگیرد.

 

 

 

Please buy some fresh bakery as long as you are going to the bakery.

لطفا حالا که  که به نانوایی می روید، مقداری نان تازه بخرید.

 

 

 

as long as

so long as

حالا که

 

So long as you are here, please stay for dinner.

حالا که اینجا هستید، لطفا شام اینجا بمانید.

 

 

 

On account of (or owing to) the fact that the country was at was, all the young men were drafted.

بدلیلِ اینکه کشور در خطر حمله بود، همه ی جوانان به نیروهای مسلح پیوستند.

 

 

on account of the fact that

owing to the fact that

بدلیلِ

 

 

 

He couldn’t give a lecture because of the fact that he felt sick.

او نتوانست سخنرانی کند، بدلیلِ اینکه احساس کسالت داشت.

 

 

 

 

because of the fact that

بدلیلِ

 

 

She arrived late to school due to the fact that the school bus was gone.

او دیر به مدرسه رسید، بدلیلِ اینکه اتوبوسِ مدرسه رفته بود.

 

 

due the fact that

بدلیلِ

نکته:
♦دقت داشته باشید که بعد از “because of the fact that” و ” due to the fact that” ، جمله واره می آید ؛ اما اگر بخواهید فقط از “because of” و “due to ” استفاده کنید، باید از اسم یا عبارت اسمی استفاده کنید. مثالهای زیر را ببینید تا بیشتر متوجه شوید:

He couldn’t give a lecture because of/ due to sickness.

او بدلیلِ کسالت ، نتوانست سخنرانی کند.

♦برای بیان علت ، از حروف ربط هم پایه ساز “so” و “for” نیز می توان استفاده کرد.

یادآوری: حروف ربط هم پایه ساز (coordinating conjunction) که شامل for, and, nor, but, or, so (fanboys) هستند برای وصل کردن جملات، عبارات و کلمات که از نظر ساختاری یکسان اند، به کار می روند.

♦نکته ای که در کابرد دو حرف ربط so, for باید بخاطر داشته باشید این است که هر دو در وسط جمله می آیند و قبل آنها حتما کاما می آید. تفاوتی که بین این دو کلمه وجود دارد این است که حرف ربط “for” در ابتدای جمله ی علت می آید ولی حرف ربط “so” در ابتدای جمله ی معلول یا نتیجه می آید. مثالها را با دقت ببینید:

I was very hungry, so I ate all the food.

من خیلی گرسنه بودم، بنابر این همه ی غذا را خوردم.

همانطوری که در مثال می بینید، حرف ربط “so” بر سر جمله ی معلول یا نتیجه آمده است.

She must have been at home, for the lights were on.

او حتما خانه بوده است ، چون لامپ ها روشن بود.

در این مثال هم ” for” بر سر جمله ی علت آمده است.

جمله واره های قیدی شرط( Condition)
♦ این نوع جمله واره های قیدی بیانگر شرط برای جمله واره ی اصلی هستند که اغلب با یکی از جزء قیدی زیر شروع می شوند:

If, unless, only if, even if, in case that, provided/providing that, in the event that, whether…or not

 

 

You will feel cold if you do not wear a coat.

اگر پالتو نپوشید، احساس سرما خواهید کرد.

 

 

 

if

اگر، چنانچه

 

If it rains, we will not have picnic.

اگر باران ببارد،  پیک نیک نخواهیم داشت.

 

 

 

We will not have picnic unless the weather is good.

پیک نیک نخواهیم داشت، مگر اینکه هوا خوب باشد.

 

 

 

unless

مگر اینکه، جز اینکه، مگر

 

Unless he studies harder, he will pass the examination.

او امتحانش را  پاس خواهد کرد، مگر اینکه  سخت مطالعه کند.

 

نکته:
♦ “unless” حالت منفی ” if” است؛ به عبارت دیگر می توانیم از if”” استفاده کنیم و فعل را منفی کنیم. مثال را ببینید:

Unless = if… not
You will feel cold until you wear a coat = You will feel cold if you do not wear a coat.

اگر پالتو نپوشید احساس سرما خواهید کرد = تا زمانی که پالتو بپوشید احساس سرما خواهید کرد

 

 

Cancel the meeting only if your cold gets worse.

فقط اگر که سرماخوردگیتان بدتر شد، جلسه را کنسل کنید.

 

 

 

only if

فقط اگر، تنها اگر

 

Only if it rains, will the picnic be canceled.

فقط اگر باران ببارد، پیکنیک کنسل خواهد شد.

 

نکته:
♦ “only if” اگر اول جمله بیاید، در main clause جای فعل و فاعل عوض می شود و در اصطلاح inversion رخ می دهد.از نظر معنا و مفهوم هیچ تغییری ایجاد نمی شود.

Only if it rains, will the picnic be canceled.

فقط اگر باران ببارد ، پیک نیک لغو می شود.

 

 

I would not buy a fast car even if I had the money.

من حتی اگر پول داشته باشم ، یک اتومبیل سریع نمیخرم.

 

 

 

 

even if

حتی اگر

 

Even if I win the lottery, I won’t have enough money to buy a house.

حتی اگر لاتاری برنده شوم ، پول کافی برای خرید خانه ندارم.

 

 

نکته:
♦وقتی نتیجه ی کار تحت هر شرایطی ثابت باشد از “even if” استفاده می کنیم. به عنوان نمونه، در مثال اول ، فرض کنیم گوینده از ماشینِ سریع خوشش نمی آید و تحت هیچ شرایطی آن را خریداری نمی کند؛ به عبارت دیگر، نخریدن ماشینِ سریع به منزله ی گران بودن آن نیست، بلکه او تحت هیچ شرایطی حاضر نیست آن را بخرد( چه پولش را داشته باشد و چه نداشته باشد). در مثال دوم هم همینطور، فرض می کنیم خانه ای که گوینده مدنظر دارد خیلی گران است که حتی با برنده شدن لاتاری هم نمی تواند آن را بخرد؛ پس برنده شدن یا نشدن او تغییری در برآیند عمل ایجاد نمی کند.

 

I will invite him to our party in case (that) I see him.

احیانا اگر او را ببینم ، به مهمانی ام دعوت خواهم کرد.

 

 

 

in case

(that)

احیانا، اگر،در صورتی که، مبادا،چنانچه

 

In case you cannot rent your car, give me a call.

در صورتی که نمی توانید ماشین خود را قرض بدهید ، با من تماس بگیرید.

 

 

نکته:
♦کلمه ی ربط قیدی ” in case” از آمادگی برای موقعیتی که در آینده ممکن است اتفاق بیفتد، استفاده می شود. می توان چنین ادعا کرد که در مقایسه با “if” ، احتمال شرط ضعیف را بیان می کند. در مثالهای بالا ، نویسنده خودش را برای وقوع حوادثی در آینده آماده می کند . در مثال اول، ممکن است شخص موردنظر را در مهمانی ببیند، پس آمادگی دعوت از او را پیدا کرده است. در مثال دوم نیز همینطور است، نویسنده احتمال این را می دهد که شخص مورد نظر ماشینش را نتواند به او قرض بدهد بنابر این در اینجا هم خودش را برای این شرایط آماده کرده است.

 

 

I’ll be there at about 10, providing that there’s a suitable train.

من تقریبا ۱۰ آنجا خواهم بود ، به شرط اینکه قطار مناسبی موجود باشد.

 

 

 

providing/provided

that

به شرط اینکه، مشروط بر اینکه

 

Provided that the boat leaves on time, we should reach France by morning.

تا صبح به فرانسه می رسیم به شرط اینکه قایق به موقع اینجا را ترک کند .

 

 

 

 

In the event that it rains, the picnic will be postponed.

در صورتی که باران ببارد ، پیک نیک به تعویق می افتد.

 

 

 

In the event that

در صورتی که ، به این احتمال که، اگر چنین اتفاق بیفتد

 

In the event that we can get a baby-sitter, we will come with you.

در صورتی که پرستار بچه پیدا کنیم، با شما همراه خواهیم شد.

 

 

 

I will start the meeting whether he comes or not.

من جلسه را شروع خواهم کرد، چه او بیاید چه نیاید.

 

 

 

whether…or not

در همه حال، به هر حال، بهر صورت،

چه … چه

 

I am going to buy a new dress whether I need or not.

تصمیم دارم لباس جدید بخرم، چه احتیاج داشته باشم چه نه.

 

 

نکته:
♦در کاربرد “whether…or not” نیز همانند “even if” نتیجه تحت هر شرایطی ثابت خواهد ماند. برای مثال،در نمونه ی اول تحت هر شرایطی جلسه شروع خواهد شد، چه او بیاید چه نیاید( آمدن یا نیامدن طرف در نتیجه ی عمل تاثیری نخواهد داشت). در مثال دوم نیز گوینده قصد دارددر هر حال لباس بخرد، چه نیاز داشته باشد چه نیاز نداشته باشد.

جمله واره های قیدی تضاد(Contrast)
♦همانطور که از اسمشان پیداست اینگونه جمله واره ها بیانگر تضاد با چیزی است که در main clause مطرح شده است. جمله واره های قیدی با یکی از کلمات زیر شروع می شوند:

although, though, even though, even if, while, whereas

in spite of/ despite the fact that
notwithstanding (the fact) that

 

We could not meet the deadline, although we worked day and night.

اگر چه شب و روز کار کردیم ،ولی نتوانستیم به موقع تمامش کنیم.

 

 

 

 

although

اگر چه، هر چند، گرچه، با اینکه

 

Although I do not agree with him, I have the greatest respect for his ideas.

هر چند که با او موافق نیستم، اما احترام زیادی به عقایدش قائل هستم.

 

نکته ی مهم:
♦گاها دیده می شود که برخی زبان آموزان بعد از بکار بردن although در قسمت اول جمله، حرف ربط هم پایه ساز” but ” را در ابتدای قسمت دوم یا به عبارتی دیگر در ابتدای جمله واره ی مستقل می آورند. بکار بردن دو کلمه ی تضاد همزمان در عبارت وابسته و مستقل در یک جمله ممنوع است:

Although she spends a lot of money on clothes,but they never seem to suit her.
Although she spends a lot of money on clothes, they never seem to suit her.(درست)

اگرچه او پول زیادی را برای لباس خرج می کند ، اما به نظر می رسد آنها هرگز مناسب او نیستند.

♦اگر حرف ربط although را بخواهیم حذف کنیم جمله را بصورت زیر خواهیم داشت:

She spends a lot of money on clothes, but they never seem to suit her.

او پول زیادی را برای لباس خرج می کند ، اما به نظر نمی رسد که آنها هرگز مناسب او باشند.

 

 

Though I felt very tired, I tried to finish the work.

گرچه احساس خستگی بسیار زیادی کردم ، اما سعی کردم کار را تمام کنم.

 

 

 

though

(less formal)

اگر چه ، بهر حال، با وجود اینکه، به هر جهت، ولو

 

You should keep on trying though you may not succeed right away.

شما باید تلاش خود را ادامه دهید اگرچه ممکن است فوراً موفق نشوید.

 

 

 

He rescued a little girl even though he was not a good swimmer.

او دختر کوچک را نجات داد ، هرچند شناگر خوبی نبود.

 

 

 

even though

هر چند، با آن که، ولو اینه

 

Even though he was deeply hurt by remarks, he said nothing in reply.

او با آنکه از اظهارات بسیار صدمه دیده بود ، هیچ پاسخی نداد.

نکته:
♦پر کاربرد ترین کلمات ربط برای بیان تضاد در انگلیسی ” although” و “though” و ” even though” می باشند.
یاد آوری: اگر حروف ربط در ابتدای جمله بیایند، حتما بعد از adverb clause یا جمله واره ی قیدی کاما بگذارید ولی اگر در وسط جمله بیایند، نیازی به کاما نیست.
♦هر سه جزء قیدی ( although, though, even though) برای بیان تضاد غیر منتظره بکار می روند:

Although we were very tired, we kept going.

اگرچه خیلی خسته بودیم، ولی کار را ا دامه دادیم.

در این مثال، بین خسته بودن و کار را ادامه دادن مغایرت وجود دارد و با وجود خستگی، کار را ادامه دادن دور از انتظار است.

Even though she had studied hard, she couldn’t pass the exam.

حتی اگر او سخت درس خوانده بود ، اما نتوانست امتحان را بگذارد.

این جمله نیز بیانگر تضاد غیر منتظره است بین سخت درس خواندن و مردود شدن. او با اینکه سخت مطالعه کرده بود ولی نتیجه ای دور از انتظار گرفت.

♦برای بیان تضاد غیرمنتظره می توان از کلمات ربط هم پایه ساز ” but” و “yet” استفاده کرد. این کلمات همیشه در وسط جمله می آیند و قبل از آنها کاما قرار می گیرد:

We were very tired, but we kept going.

خسته بودیم ،اما کار را ادامه دادیم.

I do not agree with him, yet I have the greatest respect for his ideas.

من با او موافق نیستم ، اما احترام زیادی به عقایدش قائل هستم.

♦برای بیان تضاد غیر منتظره از حروف ربط ” however”و “nevertheless” و “nonetheless” نیز می توان استفاده کرد. این کلمات معمولا در وسط جملات بکار می روند؛ به علائم نگارشی آنها دقت کنید:

This is one possible direction to the city center; however, there are others.

این یک آدرس ممکن به مرکز شهر است؛ با این حال، راه های دیگری هم وجود دارد.

He had passed the exam. Nevertheless, he was crying.

او در امتحان قبول شده بود. با این حال داشت گریه می کرد.

The book is too long, nonetheless, it is informative.

این کتاب خیلی طولانی است ، با این حال ، آموزنده است.

 

 

Even if they raise the price, she is going to buy jewels.

اگر هم آنها قیمت را بالا ببرند ، او قصد دارد جواهرات بخرد.

 

 

 

 

 

even if

اگرهم، ولو آنکه

 

Even if he gets accepted to Harvard, he will not be able to afford the tuition.

اگر هم در دانشگاه هاروارد پذیرفته شود ، قادر به پرداخت شهریه نیست.

.

نکته:
♦از “even though” برای بیان تضادی استفاده می کنیم که بیانگر یک واقعیت است ولی از”even if” برای بیان تضادی استفاده می کنیم که بیانگر یک فرضیه است. مثالها را ببینید تا بیشتر متوجه شوید:

Even though he is a rich man, he has a regular car.

اگر چه او مرد پولداری است ولی ماشین معمولی دارد.

در این مثال، او با وجود اینکه پولدار است اما ماشین معمولی دارد؛ در واقع برای بیان واقعیت از even though استفاده شده است.

Even if I had time, I wouldn’t watch a comedy.

اگر هم وقت داشتم، فیلم کمدی را نگاه نمی کردم.

همانطور که قبلا هم اشاره کردیم از” even if” برای بیان مغایرتی استفاده می کنیم که یک فرضیه است. در این مثال فرض بر این است که نویسنده کلا فیلم کمدی دوست ندارد. پس چه وقت داشته باشد و چه نداشته باشد تفاوتی در برآیند عمل ایجاد نمی شود.

 

In spite of the fact that prices went down recently, the company made a huge profit.

علی رغم اینکه اخیراً قیمت ها پایین آمده ، این شرکت سود کلانی کسب کرده است.

 

 

 

In spite of/despite of the fact that

 

علی رغم، با وجود اینکه

 

When they arrived at Iran it was hot, despite of the fact that it was only the end of summer.

وقتی آنها به ایران رسیدندهوا گرم بود،  با وجود اینکه  آخر تابستان بود،

 

نکته ی مهم:
♦با توجه به جدول فوق , عبارت “the fact that” می تواند بعد از “despite” ,” in spite of” بیاید که بعد از آن حتما باید “جمله واره” بیاید که شامل فعل و فاعل است. ولی دو کلمه ی In spite of , despite ( بدون the fact that ) نیز برای بیان تضاد بین دو جمله بکار می روند با این تفاوت که بعد از این کلمات، “جمله واره” نمی آید و فقط” اسم” یا “عبارت اسمی” می آید. هر دو در نوشتار بیشتر از محاوره کاربرد دارند. بعلاوه despite نسبت به in spite of رسمی تر است. مثالها را ببینید:

He got the job in spite of his prison record.

او علی رغم سابقه ی زندانش کار پیدا کرد.

Despite his illness, he was still in high spirits.

علی رغم بیماری او هنوز روحیه ی بالایی داشت.

♦همچنین می توانیم با In spite of , despite ساختار –ing بکار ببریم:

She won despite being injured.

علی رغم زخمی بودن او برنده شد.

♦حروف ربط بیان علت “because of” و ” due to” را می توان همتای ” despite of ” و ” in spite of ” در نظر گرفت ؛ بعد از این کلمات “اسم” یا “گروه اسمی” قرار می گیرد نه جمله واره.

♦یک کلمه ی ربط تضاد دیگری که شاید در متون انگلیسی با آن برخورد کرده باشید “albeit” است که کارکرد مشابه”despite” و “in spite of” دارد؛ بعد از این کلمه ی تضاد نیز، “اسم” یا “عبارت اسمی” می آید:

albeit = although

He passed the test albeit quite marginally.

او امتحان را هرچند کاملاً لب مرز گذراند.

 

 

Notwithstanding the fact that the government was weak at that time, law and order were maintained.

علیرغم اینکه دولت در آن زمان ضعیف بود ، قانون و نظم حفظ می شد.

 

 

 

notwithstanding (the fact) that

با وجود اینکه، علیرغم

 

It was the same material, notwithstanding that the texture seemed different.

با وجود این که بافت متفاوت به نظر می رسید ، همان ماده بود.

 

 

 

Some people spend their spare time reading, while others watch television.

برخی افراد اوقات فراغت خود را صرف خواندن می کنند ، حال آنکه که برخی دیگر تلویزیون تماشا می کنند.

 

 

 

 

while

حال آنکه، در حالی که

 

While he is a poor man, she is a rich woman.

در حالی که او مرد فقیری است ، اما او یک زن ثروتمند است.

 

 

 

She actually enjoys confrontation, whereas I prefer a quiet life.

او در واقع از رویارویی با زندگی لذت می برد ، در حالی که من زندگی آرام را ترجیح می دهم.

 

 

 

 

 

whereas

در حالی که

 

Whereas some people take pleasure in doing evil, others take pleasure in doing good.

در حالی که برخی افراد از انجام کارهای بد لذت می برند ، برخی دیگر از انجام کار خوب لذت می برند.

 

 

نکته:
♦دو حرف ربط “while” و “whereas” برای بیان تضاد قیاسی استفاده می شوند. در این حالت، دو چیز یا فرد یا …در حالت مقایسه در جمله قرار می گیرند.

Some people spend their spare time reading, while others watch television.

برخی افراد اوقات فراغت خود را صرف خواندن می کنند ، حال آن که برخی دیگر تلویزیون تماشا می کنند.

در این مثال دو دسته ی متفاوتی از افراد با هم مقایسه شده اند؛ گروهی که به خواندن علاقه دارند و اوقات بیکاری خود را با خواندن می گذرانند و گروهی دیگر که اوقات فراغت خود را با تماشای تلویزیون سپری می کنند. در واقع، این دو گروه در زمینه های متفاوتی با هم مقایسه شده اند.

♦کلمات دیگری نظیر “instead” , “on the other hand” ,” in contrast”و “on the contrary” نیز برای بیان تضاد قیاسی استفاده می شود. به کاربرد کاما در جمله دقت کنید:

They didn’t come to birthday party. Instead, they sent their gifts.

آنها به جشن تولد نیامدند. اما در عوض کادوهایشان را فرستادند.

I love pizza. On the other hand, my husband loves pasta.

من عاشق پیتزا هستم. از طرفی دیگر، همسرم عاشق پاستاست.

Some students didn’t understand the task. On the contrary, others understood the instruction easily.

برخی دانش آموزان تسک را درک نکردند. در مقابل ، برخی دیگر این دستورالعمل را به راحتی درک کردند.

جمله واره های قیدی بیانگر هدف( Purpose)
♦این جمله واره ها برای بیان هدف چیزی یا کاری که در main clause به آن اشاره شده است بکار می روند. کلماتی که برای این منظور استفاده می شوند عبارتند از:

In order that, so, so that

 

They climbed higher in order that they might get a better view.

آنها بالاتر رفتند تا دید بهتری داشته باشند.

 

 

 

in order that

به منظور اینکه/تا

 

He went outside in order that he could get some fresh air.

او بیرون رفت تا بتواند هوای تازه ای بدست آورد.

 

 

 

I have still a backache so I’ll go to see a specialist.

من هنوز کمردرد دارم بنابراین می خواهم به یک متخصص مراجعه کنم.

 

 

 

so

بنابراین

 

This cover is made from cotton, so it can be easily washed.

این روکش از پنبه ساخته شده است بنابراین به راحتی قابل شستشو است.

 

 

 

He is saving his money so that he can go to college.

او در حال پس انداز است تا بتواند به دانشگاه برود.

 

 

 

so that

تا، بنابراین

 

The doctor sent her to the hospital so that she could take a series of tests.

پزشک او را به بیمارستان فرستاد تا بتواند یک سری آزمایشات را انجام دهد.

 

 

نکته:
♦برای بیان هدف، می توان از رابط های “to” ، “so as to”و “in order to” نیز استفاده کرد. دقت کنید که بعد از این رابط ها حتما فعل به شکل ساده می آید؛ در حالی که بعد از “so that” و “in order that” جمله ی کامل بکار می رود.

She is going there to/ so as to/ in order to see her brother.

او آنجا می رود تا برادرش را ببیند.

He worked part-time so that he could study for the entrance exam.

او پاره وقت کار می کرد، بنابراین می توانست برای کنکور بخواند.

 

♦هر سه کلمه ی ربط “to” ، “so as to”و “in order to” به معنی ” تا ” می باشند.

♦می توان رابط های “to” ، “so as to”و “in order to” به اول جمله منتقل کرد. به کاربرد کاما دقت کنید:

To see her brother, she is going to there.

♦اغلب “that” بعد از “so” در موقعیت های غیر رسمی حذف می شود:

He’s saving his money so (that) he can go to college.

♦”so that” و “in order that” ، اغلب با افعال مدال(modal verbs) مانند can, may, will, استفاده می شوند.در حالت گذشته می توان شکل گذشته ی این افعال ( could, would, might ) بکار برد.توجه داشته باشید که مطابقت زمانها در دو جمله واره بسیار مهم است.دقت کنید که در کاربرد این دسته از کلمات ربط، کاما کاربرد ندارد.

I’ll save my money so that I can go to college next year.

پولهایم را پس انداز خواهم کرد، بنابر این سال بعد می توانم به کالج بروم.

He used public transportation in order that she would save his money.

او از حمل و نقل عمومی استفاده کرد به منظور اینکه پولهایش را پس انداز کند.

♦کاربرد “so that” نسبت به “in order that” متداولتر است؛ ” in order to” نسبت به “so that” رسمی تر است.

♦برای بیان هدف، علاوه بر کلمات ربطی که گفته شد، می توان از حرف اضافه ی “for ” نیز استفاده کرد. دقت داشته باشید که بعد از “for” اسم یا عبارت اسمی بکار می رود:

He is buying some wood for a bookcase.

او در حال خرید مقداری چوب برای قفسه کتاب است.

اگر بخواهیم همین مثال را با کلمات ربط دیگر بیاوریم، داریم:

He is buying some wood so that/in order that he can make a bookcase.
He is buying some wood to make a bookcase.
He is buying some wood for a bookcase.

مفهوم هر سه جمله یکی است.

مثالی دیگر ببینیم:

He went outside so that /in order that he could get some fresh air.

او به بیرون رفت تا بتواند هوای تازه ای بدست آورد.

He went outside to get some fresh air.
He went outside for some fresh air.

از نظر معنا، هر سه جمله مفهوم یکسانی را می رسانند.

جمله واره های قیدی بیانگر نتیجه (Result)
♦این جمله واره ها برای بیان نتیجه ی کاری است که در main clause بیان شده است. برای ساختن این نوع جمله واره ها از کلمات زیر استفاده کنید:

that + قید/صفت+ so
that+اسم +such (a/ an)
so that

 

 

She is so pretty that she attracts a lot of attention.

او به قدری زیبا است که توجه زیادی را به خود جلب می کند.

 

 

 

that + قید/صفت +so

 

بقدری…که

 

She sang so beautifully that everyone applauded her performance.

او آنقدر زیبا آواز خواند که همه اجرای او را تحسین کردند.

 

 

 

She has such pretty hair that we all enjoy looking at it.

چنان موهای زیبایی دارد که همه ی ما  از نگاه کردن به آن لذت می بریم.

 

 

 

  that+اسمsuch +(a/ an)

 

چنان… که

 

It is such a hot day that I must go to the beach.

چنان روز گرمی است که باید به ساحل بروم.

 

نکته:
♦اگر اسمی که بعد از such می آید قابل شمارش و مفرد باشد از حرف تعریف (a/ an) استفاده می کنیم.

It was such a long exam that I was completely exhausted at the end.

آنچنان امتحان طولانی بو د که که در آخر کاملا خسته شده بودم.

 

They climbed higher, so that they got a better view.

آنها بالاتر رفتند ، تا اینکه دید بهتری به دست آوردند.

 

 

 

So that

بطوری که، تا اینکه

 

The window was covered with snow, so that it was impossible to see inside.

پنجره پوشیده از برف بود ، به طوری که دیدن داخل غیرممکن بود.

 

 

نکته:
♦برای نشان دادن اینکه یک عملی ، نتیجه و برآیند عملی دیگر بوده از کلمات ربط نظیر”thus”، “therefore”، “consequently” و “as a result” هم می توان استفاده کرد. این کلمات ربط در میانه ی جمله قرار می گیرند و قبل از آنها “نقطه” و یا ” ; ” و بعد از آنها حتما کاما بکار می رود:

I was very tired; consequently, I couldn’t concentrate on the subject.

من خیلی خسته بودم، در نتیجه نتوانستم روی موضوع تمرکز کنم.

There is a bad snowstorm. As a result, all flights have been canceled.

طوفان بدی وجود دارد. در نتیجه همه پروازها لغو شده اند.

جمله واره های قیدی مقایسه (Comparison)
♦ زمانی که بخواهیم حالت مقایسه ای بین main clause و جمله واره ی قیدی (subordinate clause) داشته باشیم در این حالت از جزء قیدی زیر ااستفاده می کنیم:

as+قید/ صفت+ as
as+ قید/ صفت+ so
than+قید/ صفت +er-
than+قید/ صفت+ more

 

 

 

She works as hard as her sister works.

او به همان اندازه کار می کند که خواهرش کار می کند.

 

 

 

 

as+قید/ صفت +as

 

 

I have to cover it as carefully as I can.

من باید آن را تا حد امکان با دقت بپوشانم.

 

 

 

 

She works so hard as her sister works.

او به سختیِ خواهرش کار می کند.

 

 

 

 

 as+قید/ صفت+so

 

I have to cover it so carefully as I can.

من باید آن را تا حد امکان با دقت بپوشانم.

 

 

 

She is two years older than her sister is.

او دو سال از خواهرش بزرگتر است.

 

 

 

 

than+قید/ صفت+er-

 

 

She works harder than her sister works.

او سخت تر از خواهرش کار می کند.

 

 

 

She is more powerful than her sister is.

او از خواهرش قدرتمندتر است.

 

 

 

 

  than+قید/ صفت+more

 

She works more carefully than her sister works.

او با دقت بیشتری از خواهرش کار می کند.

 

نکته:
♦ گاهی اوقات ، مفهوم فعل در جمله واره های قیدی مقایسه، قابل درک می شود و نیازی به نوشتن فعل نیست. این کاربرد بسیار متداول است :

She works as hard as her sister (does).
She works harder than her sister (does).

جمله واره های قیدی حالت (Manner)
♦این جمله واره نشان می دهد که یک چیز یا کاری چگونه انجام شده است.از کلمات زیر برای بین حالت در ابتدای جمله واره های قیدی استفاده می کنند:

as if, as though, as, the way, like, look, seem,…

 

 

He looks as if he needs more sleep.

به نظر می رسد که گویی به خواب بیشتری احتیاج دارد.

 

 

 

as if

گویی، همچنانکه، مثل اینکه

 

She acted as if she had never seen me before.

او طوری عمل کرد مثل اینکه قبلاً من را ندیده بود.

.

 

 

He left the room as though he was angry.

او طوری اتاق را ترک کرد، مثل اینکه عصبانی بود.

 

 

 

As though

مثل اینکه، انگار

 

She acted as though she had never seen me before.

او طوری عمل کرد که انگار قبلاً من را ندیده بود.

 

 

 

He has behaved as a gentleman should behave.

او همانطور که یک آقا باید رفتار کند، رفتار کرده است.

 

 

 

As

مانند، جنانکه، بطوریکه، همچنانکه

 

She behaved as a child.

او مانند یک کودک رفتار می کرد.

 

 

 

 

You talk at me the way a teacher talks to a lazy student.

شما طوری با من صحبت می کنیدکه یک معلم با دانش آموز تنبلی صحبت می کند.

 

 

 

the way

آنگونه که، آن طوری که، طوری که

 

It is amazing the way she manages to stay so calm.

آنگونه که او موفق به حفظ چنین آرامش است، شگفت انگیز است.

 

 

خلاصه کردن جمله واره های قیدی(reduced adverb clauses)
♦جمله واره های قیدی (Adverb Clauses) با خلاصه کردن، تبدیل به عبارات قیدی (adverb phrases) می شوند. معمولا همه ی انواع جمله واره های قیدی ( زمان, مکان, علت, تضاد و …) قابلیت خلاصه نویسی دارند.
یاد آوری: جمله واره (clause)حتما باید فعل و فاعل داشته باشد اما عبارتphrase)) ممکن است دارای فعل و فاعل باشد یا نباشد.

نکته ی بسیار مهم:
♦شرط اول برای خلاصه کردن جمله واره های قیدی این است که فاعل هر دو جمله واره ( مستقل و وابسته) باید یکی باشد در غیر اینصورت عبارت خلاصه شده، نادرست است:
یادآوری: یک جمله ی قیدی از دو جمله واره ی مستقل و وابسته تشکیل شده که هر کدام یک فاعل دارند.

While I was sleeping at night, the telephone rang.

وقتی شب در حال خواب بودم، تلفن زنگ خورد.

While sleeping at night, the telephone rang.

جمله ی خلاصه شده غلط می باشد چون فاعل در دو جمله واره یکی نیست. فاعل جمله واره ی قیدی “I” است و فاعل جمله واره ی مستقل “telephone” می باشد. بنابرین خلاصه کردن جمله واره ی قیدی در این مثال ، کار اشتباهی است. مثالی دیگر را ببینید:

Since we arrived late, the movie had started.

از آنجا که ما دیر رسیدیم, فیلم شروع شده بود.

Arriving late, the movie had started.

در این مثال نیز فاعل دو جمله واره متفاوت است پس نمی توان عبارت قیدی را کوتاه کرد. در جمله ی اول فاعل “we” و در جمله ی دوم ” movie” است. و مثال آخری را ببینیم:

She always sings when she is doing her work.
She always sings when doing her work.

او همیشه وقتی کار خود را انجام می دهد، آواز می خواند.

این مثال، نمونه ی صحیحی از خلاصه کردن جمله واره های قیدی است زیرا فاعل هر دو جمله واره “she” است.

بنابراین هنگام خلاصه کردن جمله های قیدی، نکات زیر را مرحله به مرحله انجام دهید:
۱٫ در ابتدا دقت کنید که فاعل هر دو جمله یکسان باشد.
۲٫ فاعل را در adverb clause حذف کنید.
۳٫ اگر جمله معلوم باشد، فعل اصلی را بصورت “ing form” می آوریم.
۴٫ اگر جمله مجهول باشد، شکل سوم فعل را می آوریم.

مثالی یگر را با هم بررسی کنیم :

While I was walking to class, I saw an old friend.
While walking to class, I saw an old friend.

در حالی که به کلاس می رفتم، یک دوست قدیمی را دیدم.

حال مراحل خلاصه نویسی را بررسی می کنیم:
اول : فاعل هر دو جمله یکی است:”I”
دوم:فاعل را در جمله واره ی قیدی یعنی همانی که با “while” شروع شده است را حذف کردیم.
سوم: جمله وجه معلوم دارد پس فعل را به شکل “ing form” میاریم.

نکته ی مهم:
۱٫ اگر فعل در جمله واره ی قیدی ” be form” باشد ،فاعل و فعل to be هر دو حذف می شوند و فعل اصلی به شکل “ing form” در clause باقی می ماند.مثال بالا بیانگر این قاعده است.

۲٫ اگر در جمله خبری از فعل to be نباشد، فقط فاعل را حذف می کنیم و فعل اصلی را به “ing form” می آوریم. البته همانطوری که در بالا اشاره شد این قانون برای جملات معلوم است و اگر جمله مجهول باشد ، فعل به شکل سوم می آید:

Before I left for work, I ate breakfast.
Before leaving for work, I ate breakfast.

قبل از رفتن به محل کار ، صبحانه خوردم.

After I (had) turned off the lights, I left the room.
After turning off the lights, I left the room.

بعد از اینکه چراغ ها را خاموش کردم ، از اتاق خارج شدم.

 

Since Tom came to this city, he has made many friends.
Since coming to this city, Tom has made many friends.

از زمانی که تام به این شهر آمده، دوستان زیادی پیدا کرده است.

 

Although I did not understand what he said, I listened to him again.
Although not understanding what he said, I listened to him again.

گرچه من نفهمیدم چه می گوید ، اما دوباره او را گوش کردم.

نکته: در جملات منفی “not” را قبل از فعل می آوریم.
نکته: عبارت قیدی می تواند بعد از جمله واره ی مستقل یا پایه نیز بیاید:

Maria went to bed after finishing her homework.

ماریا پس از اتمام تکالیفش به رختخواب رفت.

۳٫ می توان در جمله واره های قیدی زمان و علت، کلمات رابط قیدی ” after, before, since, while, …” را نیز حذف کرد. چون از مغهوم جمله می توان به آنها پی برد نیازی به آمدن آنها در جمله نیست. برای مثال، در نمونه های زیر “because” و “since” حذف شده اند.

Because he was late, he took a taxi.

چون دیرش شده بود ، تاکسی گرفت.

Being late, he took a taxi.

همانطوری که در این مثال می بینید، فعل to be به شکل “ing form”، یعنی “being” آمده است.

 

Since she needed some money, sue cashed a check.

از آنجا که او به مقداری پول احتیاج داشت ، چک را نقد کرد.

Needing some money, sue cashed a check.

در دو مثال بعدی می توانیم دو حالت ممکن از خلاصه کردن جمله های قیدی را ببینم:

While I was walking to class, I saw an old friend.

در حالی که من به کلاس می رفتم ، یک دوست قدیمی را دیدم.

While walking to class, I saw an old friend.
Walking to class, I saw an old friend.

Because he was unable to afford a car, he bought a bicycle.

از آنجا که قادر به تهیه ماشین نبود ، دوچرخه خریداری کرد.

Being unable to afford a car, he bought a bicycle.
Unable to afford a car, he bought a bicycle.

در این دو مثال هر سه حالت صحیح می باشد و همچنین هر سه ، معانی یکسانی دارند.

۴٫ اگر زمان دو جمله واره ی قیدی از هم فاصله داشته باشد، هنگام کوتاه کردن جمله واره ی قیدی از ساختار زیر می توان استفاده می کنیم:

۱٫ برای جملات معلوم

Having + past participle + main clause

۲٫ برای جملات مجهول

Having + been + past participle + main clause

 

After she had graduated, she left the country.(جمله ی معلوم)

او پس ازاینکه فارغ التحصیل شد ، کشور را ترک کرد.

Having graduated, she left the country.

نکته: در این مثال ،دو عمل در زمان های مختلفی اتفاق افتاده است، عملی که با having همراه است ، در ابتدا اتفاق افتاده است. همانند مورد قبلی که ذکر شد اینجا هم کلمه ربط زمان را می توان حذف کرد چون مفهوم و ساختار جمله گویای آن است.پس او در ابتدا فارغ التحصیل شده و بعد از آن کشور را ترک کرده است.

Since I had been invited to the party, I got happy.(جمله ی مجهول)

از آنجا که به مهمانی دعوت شده بودم ، خوشحال شدم.

Having been invited to the party, I got happy.

 

Since she had been got bad news, she started crying.(جمله ی مجهول)

از آنجا که او خبر بدی گرفته بود، شروع به گریه کرد.

Having been given bad news, she started crying.

این دو مثال نمونه هایی از کوتاه شده ی جمله واره های قیدی مجهول هستند. در اینجا نیز ، عملی که در ابتدا رخ داده ،در ساختار having been +pp آمده است . همانطوری که می بینید کلمات ربط زمان و علت را می توان حذف کرد.

مروری بر ویژگیهای مهم جمله واره ی قیدی:

♦تعریف : جمله واره های قیدی ، جمله واره ی وابسته ای هستند که به سوالاتی نظیر how, when, where, whyپاسخ می دهند.عملکرد جمله واره های قیدی همانند قید معمولی در زبان انگلیسی می باشد.این جمله واره ها با کلمات ربط که به subordinating conjunctions معروف هستند شروع می شوند. Subordinating conjunctions میتوانند بصورت یک کلمه یا عبارت باشند. ویژگی های جمله واره ی قیدی عباتند از:
۱٫ حتما دارای فاعل و فعل است.
۲٫ یک جمله واره ی وابسته است، بدین معنی که به تنهایی مفهوم کاملی ندارد و به عنوان جمله ی کامل نمی تواند استفاده شود بنابراین برای تکمیل شدن معنی خود نیاز به جمله واره ی پایه دارد.
۳٫ معمولا با جزء قیدی شروع می شوند. مانند although, because, if, until, when,…

نکات کلی جمله واره های قیدی:
۱٫ امکان جابه جایی clause ها در جمله
♦می توان جای جمله واره ها ی وابسته و مستقل را در جمله عوض کرد بدون اینکه مفهوم جمله تغییر کند. بطور معمول جمله واره های قیدی یا در ابتدای جمله می آیند و یا در انتهای جمله. اما می توان این جمله واره ها را در وسط جمله نیز آورد. این حالت که در main idea وقفه ایجاد می کند، بسیار به ندرت استفاده می شود:

Since Monday is a holiday, we don’t have to go to work.
We don’t have to go to work since Monday is a holiday.
We, since Monday is a holiday, don’t have to go to work.

ما از آنجا که دوشنبه تعطیل است ، لازم نیست به سر کار برویم.

 

While the telephone was ringing, she was cooking dinner
She was cooking dinner while the telephone was ringing.
She, while the telephone was ringing, was cooking dinner

او در حالی که تلفن زنگ می زد ، مشغول پختن شام بود

نکته: مفهوم هر سه حالت یکسان است.

۲٫ نقش کاما”،” در جمله
♦اگر جمله واره ی قیدی در ابتدای جمله بیاید، کاربرد کاما بعد از آن است. اگر جمله واره ی قیدی در انتهای جمله بیاد، در جمله نیازی به کاما نیست. ولی اگر جمله واره ی قیدی در وسط جمله بیاید، حتما باید بین دو کاما قرار بگیرد. مثال را ببینید:

When he finishes his work, he can talk to me.
He can talk to me when he finishes his work.
He, when he finishes his work, can talk to me.

نکته: نقش کاما در رایتینگ بسیار بسیار مهم است به دلیل اینکه اگر به موقع از آن استفاده نشود درک جمله ی پیچیده را سخت تر می کند.
۳٫ هرگز دو جمله واره را از هم جدا نکنید.
بعضی مواقع دیده می شود که زبان آموزان دو جمله واره را بصورت جدا از هم می نویسند؛ جمله واره ی وابسته یک جمله واره ی ناتمام و ناقصی است و برای کامل شدن مفهوم خود نیاز به جمله واره ی مستقل و پایه دارد. مثال های زیر را ببینید تا بیشتر متوجه موضوع شوید:

Because he was sleepy. He went to bed.

در این مثال دو جمله واره ی وابسته و مستقل بصورت دو تا تک جمله آمده اند که کاملا اشتباه است.

Because he was sleepy, he went to bed.

جمله واره ی وابسته “Because he was sleepy “برای کامل شدن معنی خود باید همراه جمله واره ی مستقل” he went to bed”  بیاید.

امیدواریم این مطلب جمله واره های قیدی Adverb Clause برای شما مقید بوده باشد

کاربرانی که این آموزش را مطالعه نموده اند به مباحث زیر نیز علاقه مند بوده اند:

4.8/5 ( 8 نظر )
5 1 vote
Article Rating
اشتراک در این دیدگاه
اطلاع از
guest
4 Comments
جدیدترین
قدیمی ترین محبوب ترین
Inline Feedbacks
View all comments
Abolfazl ahmadi
Abolfazl ahmadi
5 ماه قبل

سلام . با کلمات نمی توانم آنچنان که شایسته آید از شما قدر دانی کنم بابت سایت خوبتون

تحریریه ایزُلرن

ممنون از شما

حسام
حسام
1 سال قبل

خیلی سپاسگزارم بابت زحمت های شما

تحریریه ایزُلرن
Reply to  حسام

درود و ممنون از شما

4
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x